محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6727

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كرد نيز طولانى كردند . قاسم بنا كرد وى را از نظرى كه در اين باب داشت بگرداند و كار مخارج و مقدار مال را بزرگ وانمايد ( 99 و او را از تصميمى كه داشت بگردانيد . آنگاه چاشت خواست كه چاشت كرد سپس بخفت ، وقتى از خواب برخاست برنشست و به كناره رفت و بر كشتى نشست و به قاسم بن عبيد الله دستور داد كه سوى بغداد روان شود . بيشتر كسان پيش از آنكه به سامرا برسند از راه بازگشتند . از آن رو كه همراهان مكتفى در اثناى بازگشت به آنها رسيدند . هفت روز رفته از رجب دو پسر قاسم بن عبيد الله خلعت گرفتند ، بزرگترشان بر املاك پسران و حرم و مخارج گماشته شد و كوچكترشان به كار دبيران ابو احمد پسر مكتفى گماشته شد . اين كارها با حسين بن عمرو نصرانى بوده بود كه با گماشته شدن آنها معزول شد . و چنان بود كه قاسم بن عبيد الله ، حسين بن عمرو را متهم داشته بود كه در - بارهء وى به نزد مكتفى سعايت كرده است . پس از آن حسين بن عمرو به نزد مكتفى نسبت به قاسم بن عبيد الله دشمنى نمود و قاسم همچنان بر ضد وى تدبير مىكرد و دل مكتفى را نسبت به وى رنجه تر مىكرد تا دربارهء او به مقصودى كه داشت رسيد . به روز جمعه ، چهارده روز مانده از شعبان ، دربارهء كشته شدن يحيى بن - زكرويه ، ملقب به شيخ ، دو مكتوب در دو مسجد جامع مدينة السلام خوانده شد كه مصريان وى را به در دمشق كشته بودند ، و چنان بود كه نبرد ميان وى و مردم و سپاهيان دمشق و كمكهاى مصريشان كه با وى به نبرد بودند پيوسته بود كه از آنها سپاهها شكسته بود و مردم بسيار از ايشان كشته بود . اين يحيى بن زكرويه با بنهء خويش بر شترى مىنشسته بود و جامه هاى فراخ بتن مىكرده بود و عمامه بدوى به سر مىنهاده بود و روى مىپوشيده بود و از وقتى كه قيام كرده بود تا وقتى كه كشته شد بر اسبى ننشسته بود . به ياران خويش دستور داده بود كه با هيچكس نبرد نكنند ، اگر چه آنها